|
اینجا آخرشـــــــــــــــــه * شعر طنز * | ||
|
[ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:25 ] [ مهتاب بانو ]
آخر هفته فقط تفریح کن نیست تفریحات تا یارانهای آخر هفته خدا را شکر که نیست پارک و سینما یارانهای نرخش آزاد است تاب و سرسره نیست گرگم بر هوا یارانهای میتوان هر جمعه سوی کوه رفت فتح قله را به را! یارانهای... میشود مهمان شوی وقتی که نیست سفرهی فامیل ما یارانهای می توان بعد از غذا هی بحث کرد بحثهای از قضا یارانهای توی بحث از خود فقط تعریف کرد نیست وقتی ادعا یارانهای هی دروغ تازهای تحویل داد نیست تا ترس از خدا یارانهای میتوان هی وعدههای خوب داد گفت هی "جان شما!" یارانهای میتوان هی حرف زد تفریح کرد پنجشنبه جمعهها یارانهای نیست تفریحات تا یارانهای آخر هفته چرا در خانهای؟! [ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:24 ] [ مهتاب بانو ]
«گربهی مسکین اگر پر داشتی»
این جوانان نیز همسر داشتی در کف دستان اگر مو داشتی آهوی نر ماده آهو داشتی ماهی دریا اگر پا داشتی آدم سیساله حوا داشتی! قلب بیدردان اگر غم داشتی بستر حوا هم آدم داشتی جغد اگر خواب درازی داشتی سار تنها یار نازی داشتی سگ اگر صوت قشنگی داشتی چشم مردم خواب رنگی داشتی... «داشتی» این شعر اگر کم داشتی شاعر آواره همدم داشتی! *** پر ندارم غم ندارم، پرپرم بنده از آن گربه هم مسکینترم! [ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:24 ] [ مهتاب بانو ]
از ترافیک میبرم لذت! همه از راه دور یا نزدیک آخر هفته جمع در ترافیک توی تاکسی کنار هم جمعیم مثل پروانه و گل و شمعیم فارغ از ترس شحنه و مبصر گقتگو میکنیم بی فیلتر فارغ ار فکر اعتصاب غذا در میاریم یک شکم از عزا با همین طرز سادهی آنالوگ مینماییم دور هم دیالوگ گفتگو میکنیم از هر چیز بیخیال خطوط قرمز و جیز! میدهد حال خارج از خانه بحث جذاب حذف یارانه! بحث تاثیر جسمی پارازیت لای جکهای ساده و در پیت! گفتگو از تحولات دلار بحث نرخ طلا و نفت و خیار! صحبت از نقطهچین، فلان، بهمان (آفرین! حدستون درسته!) همان! میدهد حال توی رهبندان(!) بحث جذاب با لب خندان! آخر هفتهها به آسانی هست تفریح مفت و مجانی از ترافیک میبرم لذت آخر هفته همره ملت... [ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:23 ] [ مهتاب بانو ]
هرکسی از مادر خود قهر کرد
دست به تولید پفک میزند ذرت بودادهشده میخرد میبرد و رنگ و نمک میزند بچهی بیچاره پفک میخورد کشمش و انجیر کپک میزند مادر از این مسئله دلواپس است بهر نصیحت دو-سه چک میزند کِای پسر از بس تو پفک میخوری بر بدنت پیسی و لک میزند الغرض از باب نصیحتگری تا بخورد بچه کتک میزند! بهر کمک می رسد از ره پدر یک دگنک هم به کمک میزند! شوهر از این مسئله شاکی شده بر سر زن با ته جک میزند زن عصبانیتش افزون شده توی سر شوهر الک میزند واقعه گسترده شود کمکمک داد و فغان سر به فلک میزند قصه به یک نشریهای میرسد تیتر اول متلک میزند کشور همسایه خبر میشود با دو-سه بمبافکن تک میزند کشوری از قارهی دیگری ناو فرستاده پاتک می زند جنگ جهانی شده و هرکسی اسلحهی خویش محک میزند لیزری و میکروبی و هستهای مردم دنیا به درک، میزند زندگی خلق ترک میخورد بچهی مذکور کپک میزند! کاش پفک را به هدف میگرفت آنکه به قلب پسرک میزند... [ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:22 ] [ مهتاب بانو ]
در این زمانه زمینی که خالی از گسل است برای شاعر عاشق مهمتر از غزل است! به کوچه رو که حیاط آپارتمان تنگ است پناه گیر که عمر عزیز بیبدل است نه من ز لرزش آپارتمان ملولم و بس ملالت علما هم ز لرزش گسل است اگر که زلزله آید محل امنی نیست «جهان و کار جهان بیثبات و بیمحل است» دلیل دادن هشدار و پیشبینی چیست؟ «که سعد و نحس ز تاثیر زهره و زحل است»! دلم امید فراوان به رحم زلزله داشت ولی چنانکه شنیدم خطر همین بغل است آپارتمان دلت را بیا مقاوم کن! ستون قافیه تنگ است و لرزه محتمل است [ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:20 ] [ مهتاب بانو ]
اینکه عکسش به روی دیوار است [ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:19 ] [ مهتاب بانو ]
تنها نتوان گفت به ما دانشجو هرجا بشود بنا یکی دانشگاه (*البته بلا به معنی مطلوبش حتی بزنی به استوا دانشگاه دانشکده از بس به بیابانها هست هی میرود و میآید از شهرستان این عشق به اعتبار دانشگاه است محجوب و شریف و پاک بیآلایش با جزوهی کوچکی بگردد عاشق هردم بروی حوالی دانشگاه با نیت ازدواج دانشجویی خلاق و فهیم و لایق و دورانساز هی نان بدهند قرض، هی هندونه(!) هنگام ناهار و شام اما در سلف یک ذره اگر هم انتقادی بکند سرچشمهی هر فساد از دانشگاست سرمنشاء انتقال H1N1 القصه حدیث درس و دانشگاه است کافیاست دگر شعار دادن کافیاست [ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:17 ] [ مهتاب بانو ]
توي اين شهر عجايب توي تاكسي كه ميشيني
چهچيزا ميشنوه گوشات، با چشات چيا ميبيني بحثاي داغ سياسي، اجتماعي، اقتصادي توي دانشگاه تاكسي روزي صد دفعه ميشه كشف واسه اثبات يه تيكه از يه آهنگ يساري سرتكون ميده و ميگه جامعه خيلي خرابه وقتي ميشيني تو تاكسي انگاری توي آواكسي يكي داغون، يكي شيكه، لحن هردوشون ركيكه صحبتا رفته به سمت محور خواهر و مادر قد حدودا 180، موي مش، پوست برنزه يهو جو شكسته ميشه، زيپ لبها بسته ميشه [ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:16 ] [ مهتاب بانو ]
وقتي هوا گرم ميشه خيلي ميچسبه بستني
واسه فرار از اين هوا عينهو اسبه بستني! صحنهي بينظيريه وقتي زبونه ميكشه تو فصل داغ زندگي دوندگي دوندگي قيفي و كيم و نونيه عينهو نوجوونيه حتي اگه كثيف باشه مزّه ميده چشيدنش(...!) بهتره كه بيشتر از اين بازارو داغش نكنيم [ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:14 ] [ مهتاب بانو ]
سرودم شعر خود را با قناعت
چرا؟ چون واقعا زيرا قناعت... ...هميشه بوده و تا هست باشد به آقا تا كند خانم محبت ...دگر در مملکت مشكل نداريم تريلي هيجدهتا چرخ دارد وليكن با دوتا چرخ و دوتا بال چه شيرين است مثل دانشآموز يك استاديم آدم، يك عدد توپ قناعتمردِ مردان سندبادست اگرچه مينمودم بنده هم نيز فراوان ميتوان از اين مسايل كريستف نام و فاميلي كلمبي(!) چرا پس بعضي از مردم حريصند به پايان ميبرم من اين غزل را [ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:14 ] [ مهتاب بانو ]
وقتي مثلاً سيگار فـیلــتـر دارد
يا زلفِ بلند يار فـیلــتـر دارد پاييز و زمستان به زمين ميتازند آرامش مرداب به هم ميريزد در مزرعهها بنفشه، مريم، نرگس آزاد بوَد سيبزميني اما (تردید ندارم که نخواهد رویید در پخش خبر كلاغها آزادند با معضل فـیلــتـرينگ بايد خو كرد [ابيات زيادي كه نوشتم شد حذف [ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:13 ] [ مهتاب بانو ]
«خشت اول چون نهد معمار کج»
خشت دوم میشود ناچار کج «تا ثریا میرود دیوار کج» «یار بد بدتر بود از مار بد» هرچه در دنیای عادی هست راست شاطر و سلمانی و خیاط کج کج مهندس، کج مربی، کج مدیر درس کج، شاگرد کج، استاد کج راه کج، راننده کج، مقصود کج بس که خم شد پشت گلدان تارزن مثل یوزارسیف و مثل شهریار بیتعارف من، شما، ایشان، همه مشتری، کالا، فروشنده، دکان دایره وقتی نباشد خوب گرد «درد ما را نیست درمان الغیاث»
[ چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ] [ 3:12 ] [ مهتاب بانو ]
در کشور ما کتاب خواندن خوب است
کلا همه جا کتاب خواندن خوب است آویزه ی گوشهای زیبایت کن فرقی نکند در اصفهان، در شیراز انواع کتاب در نمایشگاه است با سوز و گداز دوش بلبل می گفت یک بار که شخص ما کتابی خواندیم ما کاملا آزموده و می گوییم [ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ 22:36 ] [ مهتاب بانو ]
«خاطرات شمال محاله یادم بره» از نکا تا پلور موبایلم آنتن نداد رستورانی که داد به جای ماهی کباب حرف رانندههه که گفتش از انزلی دختره توی رشت کشیده بود رو مژهش وقتی دور از همه تو ساحل عاشق شدیم باز دوباره چهقدر ازونبرون مزه داد جادههای شمال هر وجبش خاطرهس [ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ 22:34 ] [ مهتاب بانو ]
از آن روزی که در ایران موبایل آمد به محفلها تماس آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به No Response To Paging عادت کرده گوش اما از اشکالات SMS چه خون افتاده در دلها
ندارد آنـــتنی اما مزایایی دگر دارد شده یک جور بازیچه به دست بچه خوشگلها!
نه اینترنت، نه MMS، نه SMS... خداوندا! "کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها"
ولی چون قبض میآید چنان میسوزد اعماقت که گویی خوردهای یکسال از انواع فلفلها!
چه عصر ارتباطاتی! عجب فن آوریهایی! نمیدیدند توی خواب هم این وضع را "بل"ها! [ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ 22:33 ] [ مهتاب بانو ]
دهد مجنون به لیلا خرس با قلب دوباره آمد ایام ولنتاین برای فتح قلب ماهسیما خریده خرس گنده، خرس گنده(!) فلانی محض اجرای عدالت نکن تردید مادر داده حتما نگین داده به اشکان قلب با خرس شده برهکشون گشت ارشاد ندارد راه گویا عشق در سنگ «شتر در خواب بیند پنبهدانه» «کبوتر با کبوتر باز با باز» کند تسهیل در سطح روابط اصولا در زمان انتخابات عجب بحثیاست این بحث ولنتاین چه صحبتها که کردیم و نکردیم [ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ 22:28 ] [ مهتاب بانو ]
یه بار دیگه ولنتاینه عزیزم ولنتاین اومد و یک بار دیگه خریدی هیجده تا کارت پستال یه دونه دل، چهل-پنجاه دلبر... [ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ 22:26 ] [ مهتاب بانو ]
مرد بايد به فكر كارش باشه فكر زمستون و بهارش باشه مرد ديگه فرصتشو نداره مرد بايد مناسبات شغليش حتي زماني كه ميآد به خونه فكر اجاره خونه باشه حتي وقتي كه دست زنشو ميگيره بايد به فكر چارهاي براي بايد بره سراغ شيفت هفتم مرد بايد «ندارم و نميشه» زن بگيره اينه، اگر نگيره [ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ 22:25 ] [ مهتاب بانو ]
فیلمای جدی وقتی خندهداره آدم چرا هی کمدی بیاره؟! فیلمای جدی شدن عین خنده بازیگر جدی نقش اول 22سالشه که ماشین داره خونهش پر از قناری و بدبده تو سلف دانشگاه شیک و پیکش نصفه شبا که میرسه به خونه بش نمیگن کجا بودی تا حالا بدون هیچ تغییری توی رختش تا صبح هزارتا خواب خوب میبینه... [ دوشنبه نهم خرداد 1390 ] [ 22:23 ] [ مهتاب بانو ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||